تبليغاتX
باز... مصلوب - امید ببندیم؛ به پرتغال، مکزیک و آنگولا!

جام جهانی نزدیک است و تیم ملی فوتبال ایران هم یکی از تیم های شرکت کننده در بازی ها است. سال ۱۹۹۸ که ایران برای دومین بار در بازی ها حضور داشت و البته من اول بار بود که تیم کشورم را در چنان رقابت هایی می عکس یادگاری بازیکنان ایران و آمریکا در فرانسه 98دیدم مانند هزاران و بلکه میلیون ها هموطنم آرزو داشتم فارغ از هر اتفاقی تیم ما از مسابقه با آمریکا پیروز بیرون بیاید. این آرزو را نه فقط من که در عمرم تا به حال مرگ بر آمریکا نگفته ام داشتم، بلکه می دانم که کم نبودند ایرانی های مخالف ج.ا.ا که با تمام وجود، ایران را برنده ی آن بازی می خواستند. آن روزها هوا خوب بود و آفتابی و همه چیز هم رو به راه. خاتمی آمده بود و هنوز قتلی رخ نداده بود و عزت ابراهیم نژاد هم احتمالا در کنار دوستان و خانواده اش روزگار را به لبخند تحمل می کرد. این بود که گل های استیلی و مهدوی کیا افزاینده ی آن امیدهای بسیار بود؛ همچنانکه دیدن آن عکس یادگاری میان بازیکنان دو تیم.

امسال شوقی برای تیم وطنم ندارم. علی الحساب این را بگویم که در مجموع، وطن ارزش خاصی ندارد؛ به خصوص آنگاه که با مفهوم بلندی چون« انسانیت» مقایسه شود. اما فارغ از این مسئله چرا باید مشتاق باشم که ایران در بازی هایش موفق باشد؟ کمترین موفقیتی کافی است که رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی و صدر و ذیل ج.ا.ا مدعی اش شوند و به یغمایش برند. دلیل مهمترم اما در این مورد این است که ما مردمانِ جهان سومی بیش از آنکه از مرگ و زندانی شدن روشنفکران و به تاراج رفتن ثروت ملی و عقب ماندگی های وحشتناک علمی و فرهنگی متاثر شویم و به اندیشه افتیم که «آخر چرا؟» از شکست های فوتبال و کشتی شوکه می شویم. این شکست های بی اهمیت برای ما سرنوشت ساز اند. هنوز که هنوز است می گویند ۴ سال پیش از بالا دستور داده شده بود که تیم ببازد و ما به جام جهانی نرویم تا شورشی پا نگیرد. اما چه تعداد گنجی و رنج هایش را در یاد سپردند؟ به خودتان نگاه نکنید! جهل بیداد می کند! آن قدر فقیر و جاهل ایم که فوتبال و چهارشنبه سوری همه چیزمان است.

با این توضیح بهتر نیست از گل های پرتغال و مکزیک شادی کنیم و امیدوار باشیم که آنگولا آرزوهای بزرگ را نقش بر آب کند؟ اینگونه نه آب از لب و لوچه ی مدعیان راه می افتد و نه ما به فراموشکاری مان ادامه می دهیم. حداقل اش این است که تلنگری می خوریم و شاید به موضوعات دیگر هم فکر کنیم!

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 21:8 | لینک  |