تبليغاتX
باز... مصلوب

کشف اینکه ایرانی ها از کِی عادت کردند که پای انگلیسی ها را به همه جای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و ... ایران باز کنند کار بسیار سخت و جانکاهی است! گاهی همه در نسبت دادنِ بدبختی ها به انگلستان متفق القول بوده اند و گاهی یک گروه گروه دیگر را به انگلیسی بودن متهم می کرده. مثلا مشروعه خواهان( چه 100 سال پیش و چه حالا) مشروطه خواهان را متهم می کردند که « شماها برای اعتصاب رفتید در سفارت انگلیس بست نشستید و از همان جا جاسوس شدید و منحرف و ...». توده ای ها هم اوائل می گفتند « ما نه مارکسیست هستیم و نه با شوروی سر و سری داریم. این ها را دار و دسته ی انگلیسیِ سید ضیاء طباطبایی برای ما می سازند». بعد از انقلاب هم چنانکه بارها از بسیاری پیرمردها شنیده اید گفته اند که آخوندها با انگلیسی ها هم دست و همکارند.

انصافش این است که انگلیسی ها در این مملکت به خصوص تا دوره ی مصدق سابقه ی خوبی نداشته اند و استعمارگری شان را غیرمستقیم به ایرانیان هم نشان داده اند. با این حال بعید می دانم که ممالکی که مستعمره ی بریتانیا بوده اند این قدر در نسبت دادن همه ی اتفاقات به انگلیسی ها جسور و پیشرو باشند.

این ها را گفتم که این شعرِ شیخ احمد بهار، شاعر و روزنامه نویس و مدیر روزنامه ی بهار را که دیروز در نگاه نو مرداد-شهریور 1371 دیدم، با هم بخوانیم. شعر در سال 1338 هجری قمری، پس از قرارداد وثوق الدوله با انگلستان در تفلیس سروده شده است:

بر ضعیفان حمله بردی با سلاح رنگ رنگ، گه به صلح و گه به جنگ

قصد خود اجرا نمودی ای جناب انگلیس...

گاه چون مردان جنگی خویشتن را ساختی، گاه شمشیر آختی

بانگ رعدآسا نمودی ای جناب انگلیس...

گاه نوحه گاه زاری گاه آه و الامان، گه چو شوهرمردگان

داد و واویلا نمودی ای جناب انگلیس...

هرکجا بُد بدنژاد و بددل و بُد خائنی

گشتی و پیدا نمودی ای جناب انگلیس...

گِرد کردی گِرد خود هر دزد بی ناموس را، لوس را، جاسوس را

هرچه گفت اصغا نمودی ای جناب انگلیس...

با وثوق الدوله بربستی به نفع خود قرار، تا کشی از دمار

قصد خود افشا نمودی ای جناب انگلیس...

هرچه در ایران نمودی از برای خویشتن، حرف حق بشنو ز من

بیخود و بیجا نمودی ای جناب انگلیس...

نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 17:4 | لینک  | 

شریعتی مدافع سختکوشی بود که توپ را از روی خط دروازه دور کرد ولی چنانکه در اینگونه مواقع پیش می آید دیگر دقت نکرد که دارد آن را کجا می فرستد. این بود که روی نقطه ی پنالتی، توپ افتاد زیر پای مهاجمان حریف که سران جمهوری اسلامی باشند!
نوشته شده توسط امیرحسین در ساعت 21:29 | لینک  |