مرغ سحر ناله سر کن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرربار، این قفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنج قفس درآ
نغمه ی آزادی نوع بشر سرا
و ز نفسی عرصه ی این خاک توده را
پر شرر کن
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فلک، ای طبیعت
شام تاریک ما را سحر کن
نوبهار است، گل ببار است
ابر چشمم، ژاله بار است
این قفس، چون دلم، تنگ و تار است
شعله فکن در قفس ای آه آتشین
دست طبیعت گل عمر مرا مچین
جانب عاشق نگه، ای تازه گل، از این
بیشتر کن
مرغ بی دل، شرح هجران، مختصر، مختصر، مختصر کن
*محمدتقی بهار
معرفی کتاب: انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی
انقلاب ایران به روایت رادیو بی بی سی/ زیر نظر عبدالرضا هوشنگ مهدوی/ طرح نو/ ۶۰۷ صفحه/ چاپ اول: زمستان ۱۳۷۲/ تیراژ: ۵۰۰۰/ ۱۱۰۰ تومان
مدت ها بود که مطالعه ی تاریخ معاصر را به عنوان یکی از دغدغه ها و برنامه های ثابتم کنار گذاشته بودم. فکر کنم در ۲ سال اخیر بیشتر از۲-۳ کتاب در این موضوع نخواندم. حالا که از شر کنکور ارشد راحت شده ام(امیدوارم نتیجه اش دوباره یقه ام را نگیرد!) گفتم مجددا این دغدغه ی کهنم را پی بگیرم و اول رفتم سراغ این کتاب که مدت ها بود خریده بودم اما نخوانده بودمش. خیلی مختصر و مفید است. از زمان انقلاب مشروطه قضایا را بررسی می کند تا روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷. البته چند سال آخر را با جزئیات بیشتری بازگو می کند. مزیت عمده ی کتاب این است که در واقع حاصل تلاش های چندتا از دست اندرکارانبخش فارسی رادیو بی بی سی در اوایل دهه ی هفتاد است برای تدوین تاریخ شفاهی انقلاب. برای این کار از آرشیو نوارها استفاده شده به علاوه ی مصاحبه با افرادی که در متن وقایع بوده اند. مثلا برای مشروطه رفته اند سراغ محمدعلی جمال زاده و چندتا مورخ. برای جریان های منتهی به انقلاب سال ۱۳۵۷، هم رفته اند سراغ انقلابی ها هم مسئولان حاکمیت. برای همین افرادی با عقاید مختلف حرف زده اند: شاهپور بختیار، قره باغی، بازرگان، احسان نراقی، کریم سنجابی، بنی صدر، اردشیر زاهدی، ارتشبد فریدون جم، حاج محمد شانه چی، دکتر امینی و سفرای خارجیِ وقت در ایران. بعد هرکدام از اظهار نظرها و حرف ها را به شکل مرتبی چیده اند در داستان. اسم برنامه هم شده «داستان انقلاب».
کتاب یک مقدمه دارد به قلم همین آقای هوشنگ مهدوی و یک موخره هم ناشر به آن اضافه کرده. مقدمه را نمی دانم اما حدس قوی می زنم که موخره ی کتاب به دستور ممیزی وزارت ارشادِ حضرت میرسلیم در کتاب چپانده شده وگرنه از «طرح نو» بعید است که آن موخره را در باب رذایل رادیو بی بی سی به کتاب اضافه کند. گذشته از این ها نمایه ی خوبی از نام افرادی که در کتاب ذکری از آن ها شده در پیوست آمده که توضیحاتی هم پیرامون آن ها در حد چند خط آورده و برای آشنایی با افرادِ کمتر شناخته شده خوب است. بخش دیگری از پیوست، اسناد تاریخی است مثل نطق رادیویی مصدق در فروردین ۱۳۳۲، سخنرانی آقای خمینی در بهشت زهرا و خرداد ۱۳۴۲، نطق فروغی برای معرفی محمدرضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ و ...(با عرض معذرت از استاد منصوری که می گوید «و ...» ننویسید!).
خلاصه اینکه کتابِ خوب و خوشخوانی است که علیرغم حجم زیاد می توانید زود بخوانیدش. راستی!کسی این آقای هوشنگ مهدوی را خوب می شناسد؟ چه جور آدمی است؟!
چند کلمه هم از انرژی هسته ای گفتم که دوست دارم زمانی با تفصیل اینجا موضوع اش را مطرح کنم اما فعلا صلاح نیست.خوشم می آید که دکتر معین این قدر جدی کار می کند: وبلاگ نویسی و ارتباط با وبلاگ نویس ها و تلاش فراوان برای تشکیل جبهه ی دموکراسی و حقوق بشر کارهایی است که هرکسی حوصله اش را ندارد!
در بین عکس هایی که از جلسه گرفته شده شمایل ما هم نمایان شده!
رسانه های جمعی و تغییر معنای آگاهی*
در دوران جديد تحول گسترده اي در عرصه آگاهي هاي عمومي و اطلاع رساني به وجود آمده است. تنوع و تكثر رسانه هاي جمعي و تأثيرگذاري عميق و منحصر به فرد آن ها بر ذهن و ضمير مردم و ايفاي کارکردهاي خاص و مهم از سوي اين رسانه ها، شيوه زندگي انسان را در دوران جديد شکلي خاص بخشيده است. در دوره سنت و هنگامي که تکنولوژي عرصه اطلاعات را گسترده و وسيع نساخته بود، آگاهي هاي عمومي ناچيز و اندک بودند و کمتر دستخوش تغيير مي گشتند. در آن دوران اهميتي نيز به آنچه امروزه اطلاع رساني و آگاهي هاي عمومي خوانده مي شود داده نمي شد. افراد جامعه به دليل عدم نياز به اين آگاهي ها و کم تأثير بودن آن ها بر زندگيشان اساساً به دنبال کسب اخبار و اطلاعات از گوشه و کنار دنيا و سپس تحليل آن ها نبودند. دنيا براي آن ها کوچکتر و کم اهميت تر از آن بود که اين قدر مورد توجه قرار گيرد. کسب آگاهي و خبري هم اگر در مد نظر بود، نه به اين دنياي خاکي بلکه به اسرار نهفته وجود مربوط مي شد:
جان چه باشد باخبر از خير و شر شاد از احسان و گريان از ضرر
چون سر و ماهيت جان مخبر است هرکه او آگاه تر با جان تر است
اقتضاي جان چو اي دل آگهي است هرکه آگه تر بود جانش قوي است
خود جهانِ جان سراسر آگهي است هرکه بي جان است از دانش تهي است
(مثنوي معنوي،دفتر اول)
آگاهي مطلوب نزد بزرگانِ سنت، آگاهي از خود و نسبت خود با خدا و جهان بوده است و آگاهي هاي خاکي و زميني و دنيوي نزد آنان ارزشي نداشته است. هوشياري حقيقي در اين جهان به دست نمي آيد چراکه آن گونه هوشياري، آفت اين جهان است:
استن اين عالم اي جان غفلت است هوشياري اين جهان را آفت است
هوشياري زان جهان است وچو آن غالب آيد ، پست گردد اين جهان (مثنوي معنوي،دفتر اول)
اما اين سخنان براي انسان جديد که نگاهي دنيوي دارد و همه مفاهيم را به اين نگاه درمي يابد، اعتبارچنداني ندارد. انسان جديد آگاهي را آگاهي از اسرار ماهيات اين جهاني و شناخت طريق صحيح براي بهره گيري بيشتر از اين جهان مي داند. جهان براي او دارِ غفلت نيست و هوشياران اندک و قليل نيستند. اين جهان را عرصه اي مي داند براي کسب آگاهي هاي بيشتر و تحليل هاي مناسب تر و سودمندتر.
شکل گيري پديده اي تحت عنوان «اطلاعات عمومي» با کاربرد وسيع در مراکز آموزشي و مسابقات و سرگرمي هاي تلويزيوني از اين لحاظ قابل توجه است. انسان سنتي چنين پديده اي را نمي پسندد زيرا ارزشي ندارد که آدمي انبوهي اطلاعات خام را در ذهن خود بر هم انباشته کند. اما در دورة جديد که هر اطلاعي مطلوب شمرده مي شود طبعاً «اطلاعات عمومي» هم مطلوب و مورد اقبال و توجه است.
باري، بازنموديم که «آگاهي» و «اطلاع»، در دوره جديد معناهايي خاص و اين جهاني يافته و تأثيرات شگرفي بر مناسبات آدميان گذارده است. در اين دوران کسب آگاهي هاي روزانه نيز اهميت فراوان دارد و بيش از آنکه امري تفنني به حساب
آيد تبديل به نوعي نياز شده است . به عبارت ديگر آدميان نيازمند کسب اخبار اند. اين نياز عمومي ديگر توسط شنيده هاي شخصي و ارتباط هاي رو در رو برطرف نمي شود بلکه رسانه هاي جمعي اند که عهده دار اطلاع رساني و آگاهي بخشي شده اند. گسترش گريزناپذير و سريع رسانه هاي جمعي در قالب نشريات، تلويزيون، راديو، اينترانت و اينترنت و ... که در چشم به هم زدني مي توانند اطلاعات مورد نياز مخاطب خود و حتي بيش از حد نياز او را در اختيار وي گذارند در جهان امروز به آساني قابل مشاهده است. رسانه هاي جمعي نه تنها به ارائه اخبار و اطلاعات در عرصه هاي مختلف زندگي اجتماعي مي پردازند، بلکه خود تبديل به يکي از کنشگران اصلي فضاي عمومي شده اند. آن ها تحليل ارائه مي دهند و با تحليل ها و نظرپردازي هاي خود به بخش هاي گوناگون حيات جمعي شکل مي دهند. به اين ترتيب اهميت روز افزون اين رسانه ها قابل ترديد و انکار نيست.
پديده اي که توصيف شد هم جنبه هاي مثبت دارد و هم تأثيرات منفي از خود بر جاي مي گذارد. نخستين و مهمترين جنبه مثبت گسترش رسانه ها، امکانِ فراگير کردن آزادي اطلاعات و رونق دهي به جريان آزاد اطلاع رساني است. بي شک تنوع ديدگاه ها و نظرات که عنصري مهم در حفظ و پايداري ارکان اجتماع است يکي از محصولات گسترش و تنوع رسانه ها است. نمي توان دغدغه حفظ آزادي داشت اما از شکل گيري جريان هاي مختلف اجتماعي و تأثيرگذاري شان از طريق رسانه ها جلوگيري کرد. اما از سوي ديگر کارکرد هاي بعضاً سطحي و کم مايه رسانه ها و ارائه انبوهي از اطلاعات به صورت يکجا و بدون در نظر گرفتن راهکارهايي براي دسته بندي اين اطلاعات به منظور استفاده مناسب ترِ مخاطب و نيز امکان شکل گيري حاکميت مطلق برخي رسانه ها به دليل دستيابي شان به منابع قدرت و اقتدار که منجر به از بين رفتن جريانِ آزاد اطلاع رساني مي شود ازکارکردهاي منفي رسانه ها است. اين مشکلات انديشمندان را به فکر چاره جويي ها و تدبيرهايي براي مناسب تر کردن کارکرد انواع مختلفِ وسايل ارتباط جمعي انداخته است. توجه روزافزون جامعه شناسان، روان شناسان، علماي ارتباطات و حتي فيلسوفان به نحوه عملکردِ وسايل ارتباط جمعي و دامنه تأثير گذاري آن ها نشانگر اهميت کاوش و تحقيق در حوزه رسانه هاي جمعي است. به تازگي پاي اين تحقيقات به زبان فارسي نيز باز شده است و انتشار کتاب ها، مقالات و گزارش هايي در خصوص مسائل گوناگون مربوط به «وسايل ارتباط جمعي» به صورت تأليف يا ترجمه نويد بخش توسعه اين بحث ها است.
*گزیده ای از متنی که برای جشن رونمایی کتاب نوشتم
