معرفی کتاب: صدرالمتالهین شیرازی و حکمت متعالیه
صدرالمتالهین شیرازی و حکمت متعالیه، سید حسین نصر، ترجمه ی حسین سوزنچی، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، چاپ اول:بهار1382، 3500 نسخه، 1700 تومان
پیش از این سه حکیم مسلمان را به شکل مختصر معرفی کرده بودم. از آنجا که آن کتاب ابن سینا،
سهروردی و ابن عربی را معرفی می کرد و در واقع اندیشه های نمایندگان برجسته ی حکمت مشاء، اشراق و عرفان را مورد بررسی قرار می داد شاید بتوان این کتاب را دنباله ی آن دانست که ملاصدرا را مطرح و معرفی می کند. البته مولف چنین قصدی نداشته. کتاب در اصل بخش اولِ اثری دو جلدی درباره ی ملاصدرا بوده است که در آن قرار بوده زندگی و کلیات آراء صدرا نقل شود تا در جلد دوم اندیشه ی او به تفصیل بررسی گردد. از بدِ حادثه یادداشت های نصربرای جلد دوم در غارتگریِ کتابخانه اش در ابتدای انقلاب اسلامی(!) از دست می رود. به این ترتیب نصر تصمیم می گیرد در چاپ دوم، همان جلد اول را با اضافه کردن دو فصل کامل کند و قید ادامه ی کار را بزند.
فصل اول پیشینه ی فکری ملاصدرا را مطرح می کند و نتیجه می گیرد که ملاصدرا پیونددهنده ی آراء حکمت مشاء، حکمت اشراق، عرفان و کلام(یعنی خطوط اصلی تفکر اسلامی در آن زمان) است. همین بحث با تفصیل بیشتر در فصول چهار و پنج مطرح می شود.فصل دوم، زندگی و آثار ملاصدرا را معرفی می کند و فصل سوم به معرفی بخش های اصلی و مباحث اساسی کتاب اسفار، مهمترین اثر صدرا، می پردازد. دو فصل اضافه شده یکی در مورد تفاسیر ملاصدرا بر قرآن است و دیگری اندیشه های اصلی او(اصالت وجود، تشکیک وجود، وحدت وجود) وجهان شناسی اورا به زبانی ساده بیان و در انتها شاگردان بی واسطه یا باواسطه اش را به اجمال یاد می کند.
یکی از یادداشت های انتهای فصل 6 جالب است(کاری به درستی و نادرستی اش ندارم). می گوید:« علی رغم شباهت های سطحی در برخی نکته ها، باید در انجام هرگونه مقایسه بین وجودشناسی ملاصدرا و اگزیستانسیالیسم مدرن، بسیار محتاط بود.ملاصدرا درخصوص همه ی موضع گیری های کیهان شناختی اش، بر شهود باطنی ای ... که تنها از طریق سنت و ابزارهای معنوی بدست می آید تکیه می کند. اگزیستانسیالیسم غربی چیزی نیست جز تقلیدی مضحک و کاریکاتوریستی از مابعدالطبیعه ی سنتی چراکه مبلغان آن، همچون سارتر یا حتی هایدگر، از ابزارهای معنوی ای - که فقط با آن ها این شهود امکان پذیر می شود - کاملا قطع رابطه کرده اند. وجودی که سارتر در کتاب تهوع توصیف می کند، چیزی نیست جز انعکاسی از هیولای اولی{= ماده} در پایین ترین مرتبه ی کیهانی و درست نقطه ی مقابل وجود منبسط.»
در مجموع، برای آشنایی اولیه با ملاصدرا کتاب خوبی است.
درباره ی شیخ محمود شبستری(2)
آثار شیخ محمود شبستری
می دانیم که یک متفکر علی رغم مرگ ظاهری، به دو چیز زنده می ماند: یکی به شاگردان خوب و برجسته اش و دیگری به آثار ارزشمند و ماندگارش. شیخ محمود شبستری علاوه بر تربیت شاگردان و وعظ و تعلیم در مجالس به امر تالیف نیز اهتمام داشته و چون از ذوف ادبی نیز بر خوردار بوده توانسته برخی از مهمترین مضامین عرفانی یا فلسفی را در قالب شعر ارائه کند.
یکی از آثار شبستری " حق البقین فی معرفه رب العالمین " است. این کتاب یک مقدمه و هشت باب دارد و هر بابی از آن مشتمل بر حقایق و دقایق و لطایف است. در این کتاب، نقل و عقل و ذوق به بهترین شکل در کنار هم قرار گرفته اند تا لطایف حکمت الهی به خوبی تبیین شوند.
" مرآت المحققین " اثر دیگر شبستری، رساله مختصری است در بیان معرفت نفس و علم خداشناسی و شناختن آیات بینات او در عالم آفاق وانفس. این کتاب که در قالب یک مقدمه و هفت باب تنظیم شده، شامل آراء الهی و طبیعی مشائیان است که طبق سنت فلسفی در جهان اسلام با برخی افکار نو افلاطونی و نو فیثاغوری همراه شده است.
"سعادت نامه" شیخ محمود شبستری اثری است به نظم در مورد بحث های کلامی. در این کتاب عقاید کلامی فرق گوناگونی مطرح و بررسی شده اند. در اثنای این بررسی ها شیخ در موارد زیادی به آیات و احادیث استناد می کند و از آنها در مسیر بحث کمک می گیرد. گویا قرار بوده است این منظومه در هشت باب سروده شود اما به علت نا معلومی در پایان باب چهارم به اتمام می رسد و ادامه نمی یابد. در این منظومه انتقادات فراوانی به اهل ظاهر صورت می گیرد و حالات و سخنان برخی عرفای قرن ششم و هفتم تبریز ذکر می شود.
اما مهمترین اثر شیخ محمود شبستری، گلشن راز است. این منظومه حاوی بحث های دقیق عرفانی و فلسفی است و در پاسخ به سوالات منظوم شخصی به نام امیر حسینی هروی سروده شده است. امیر حسینی هروی یکی از مشایخ خراسان بوده که به مکتب عرفانی سهروردیه تعلق خاطر داشته و به همین دلیل زهدورزی و عرفان را در کنار هم قرار می داده است. توضیح اینکه شهاب الدین عمر سهروردی که مهمترین شخصیت مکتب سهروردیه بوده، جزء صوفیان متشرع و زاهدی محسوب می شود که سعی در آمیختن و سازگار ساختن عرفان و تصوف با زهد و رعایت آداب شرعی داشته است. هروی به چنین مکتب عرفانی ای تعلق داشت. وی سوالات منظومش را نزد مشایخ معروف زمانه به خصوص در تبریز فرستاد و در آن ها مشکلات نظری مسائل عرفانی را مطرح کرد. در پاسخ به او ظاهرا پاسخ های گوناگون نگاشته شد اما آنکه از همه شهرت بیشتری یافت و امروزه نیز اهمیت به سزایی دارد پاسخ شیخ محمود شبستری است:
"هیچ یک مطبوع طبع شریف [هروی] نمیشود الا از شیخ محمود."(روضه اطهار ص 152 )
البته گفته اند که شیخ ابتدا از نوشتن پاسخ خودداری می کرد اما اصرار حاضران و مصاحبان موجب شد تا او پاسخی کوتاه برای هروی بفرستد. بعد ها وی به تکمیل جواب هایش پرداخت و گلشن راز را سرود.
پی آن تا شود روشن تر اسرار/در آمد طوطی نطقم به گفتار
به عون و فضل و توفیق خداوند/بگفتم جمله را در ساعتی چند
دل از حضرت چو نام نامه در خواست /جواب آمد به دل کاین گلشن ماست
چو حضرت کرد نام نامه گلشن /شود زو چشم دل ها جمله روشن
از آن گلشن گرفتم شمه ای باز/نهادم نام آن را گلشن راز
گلشن راز مانند حق الیقین خلاصه ای از آراء عرفانی را مطرح می کند. این آراء و عقاید بیشتر بر وفق آراء و عقاید شیخ محی الدین بن عربی عارف بزرگ است و بسیاری از غموض و دشواری های فتوحات مکیه او را آسان و سهل می کند. اما خود گلشن راز کتابی است موجز و مختصر و شاید به همین دلیل (و البته بیشتر به دلیل اهمیت فراوان منظومه) چندین شرح بر آن نوشته شده است. مشهورترین این شروح از آن شیخ شمس الدین محمد لاهیجی است که خود از بزرگان تصوف و از مشایخ سلسه نوربخشیه است. اما در مجموع به گفته مرحوم آقا بزرگ تهرانی (ره) قریب به بیست شرح بر گلشن راز نوشته شده که برخی از آن ها به زبان های مختلف دنیا ترجمه و چاپ شده اند.
بخش اول گلشن راز در باب تعریف تفکر است و شیخ شبستری به این سوال هروی پاسخ می گوید:
نخست از فکر خویشم در تحیر/چه چیزاست آنکه گویندش تفکر؟
چه بود آغاز فکرت را نشانی ؟/سر انجام تفکر را چه خوانی ؟
پاسخ های شبستری چه در این بخش و چه در بخش های بعد با استفاده از یک تمثیل مطرح می شود. در اینجا پاسخ چنین آغاز می شود:
تفکر، رفتن از باطل سوی حق/به جزو اندر بدیدن کل مطلق
سوال دوم در باره تفکر روا و تفکر نارواست و چنین مطرح می شود:
کدامین فکر ما را شرط راه است ؟/چرا گه طاعت و گاهی گناه است ؟
و شیخ با استفاده از سه تمثیل و چهار قاعده به سوال پاسخ می گوید.
دیگر پرسش های هروی به این ترتیب مطرح می شوند:
- معنای "من" چیست؟
که باشم من؟ مرا از من خبر کن/چه معنی دارد اندر خود سفر کن
- مفهوم، مراحل و نهایت "سیر و سلوک" چیست؟
مسافر چون بود؟ رهرو کدام است؟/که را گویم که او مرد تمام است؟
- عارف کیست و معرفت چیست؟
که شد از سر وحدت واقف آخر؟/شناسای چه آمد عارف آخر؟
- هدف از تحصیل علم چیست؟
اگر معروف و عارف ذات پاک است/چه سودا بر سر این مشت خاک است
- راز کشف اسرار چیست؟
کدامین نقطه را نطق است، انا الحق؟/چه گویی هرزه ای بود آن رمز مطلق
- معنای وصال حق چیست؟
چرا مخلوق را گویند واصل؟/سلوک و سیر او چون گشت حاصل؟
- حدیث قرب و بعد چیست؟
وصال ممکن و واجب به هم چیست؟/حدیث قرب و بعد و بیش و کم چیست؟
- رهاورد دریای هستی چیست؟
چه بحر است آنکه نطقش ساحل آمد؟/ز قعر او چه گوهر حاصل آمد؟
- جزو فزون تراز کل چیست؟
چه جزو است آنکه او از کل فزون است؟/طریق جستن آن جزو چون است؟
- نسبت قدیم و محدث چیست؟
قدیم و محدث از هم چون جدا شد؟/که این عالم شد آن دیگر خدا شد؟
- معنای چشم و لب و رخ و زلف و خط و خال چیست؟
چه خواهد مرد معنی زان عبارت/که سوی چشم و لب دارد اشارت؟
چه جوید از رخ و زلف و خط و خال/کسی کاندر مقامات است و احوال؟
- مفهوم شراب و شمع و شاهد و خراباتی شدن چیست؟
شراب و شمع و شاهد را چه معنی است؟/خراباتی شدن آخر چه دعوی است؟
- حقیقت بت و زنار و ترسایی و ترسابچه چیست؟
بت و زنار و ترسایی در این کوی/همه کفر است، وگرنه چیست بر گوی
منابع:
شبخ محمود شبستری، صمد موحد، انتشارات طرح نو، چاپ اول، 1376
مجموعه آثار شبخ محمود شبستری ، به اهتمام صمد موحد، انتشارات طهوری
درباره ی شیخ محمود شبستری(1)*
جزئیات زندگی شیخ محمود شبستری مانند جزئیات زندگی بسیاری از مشاهیر و بزرگان دیگر ادب و عرفان ایران در هاله ای از ابهام است. از مجموعه آنچه در تذکره ها و حکایات بر می آید، در می یابیم که سعد الدین محمود شبستری در شبستر آذربایجان متولد شده و در همان جا در گذشته است. چنانکه شیخ محمد لاهیجی، شارح گلشن راز می گوید:
نام شیخ بزرگوار، مولانا سعد الدین محمود شبستری بوده و شبستر موضعی است در هشت فرسنگی شهر تبریز، و مدفن و مولدشان همان جاست.(شرح گلشن راز ص 721، 1337 )
شبستر خود، در روزگاران گذشته محل حضور بزرگان و مشایخ صوفیه بوده است. مقبره پیر نورالدین سیسی، پیر رجب سیسی، شیخ اسماعیل سیسی، بابا فرج بایقانی، بهاءالدین یعقوب تبریزی، بدر الدین احمدو...... نیز در شبستر و اطراف مزار شیخ محمود شبستری است و گفته اند که " سیصد و چهل و چهار تن از اهل الله در میدان شبستر آرمیده اند."
شیخ در سال 720 هجری قمری متولد شده است و پدر او "کریم" نام داشته. خود وی در مقدمه منظومه سعادت نامه، نام خود و پدرش را اینچنین بیان کرده است:
چونکه دیدم در او سعادت تام/کردمش نامه سعادت نام
بود و باشد به طالع مسعود/ابتدا سعد و عاقبت محمود
ای که کرده ای در این کتاب نظر/به دعایی مرا به یاد آور
که بر ابن کریم رحمت باد/حشر او با مهین امت باد
چنانکه اشاره شد در روزگار شیخ شبستری تبریز و ولایت آذربایجان از مراکز مهم فرهنگی در جهان اسلام بود و سنت عرفانی بسیار عمیق و دیرینی در آن دیار وجود داشت. شبستری تحت نظارت استادان این منطقه پرورش یافت و با دقائق و ظرائف عرفان و تصوف آشنا شد. این آموزش ها همراه با مشاهدات و مراقبات بعدی وی باعث شد تا در عرفان، فلسفه، حدیث و فقه مقامی رفیع بدست آورد. شیخ علاوه بر تجربیات شخصی در سفر های فراوان خود به این سوی و آن سوی جهان اسلام با عرفا و متصوفه روزگار خود آشنا می شد و از مصاحبت آن ها بهره می گرفت. خود او در این باب چنین می گوید:
مدتی من ز عمر خویش مدید/صرف کرده ام به دانش توحید
علما و مشایخ این فن/بس که دیدم به هر نواحی من
از فتوحات وز فصوص حکم/هیچ نگذاشتم ز بیش و ز کم
از میان استادان شبستری، در منظومه سعادت نامه به شیخ امین الدین اشاره شده است و در وصف او آمده که:
شیخ و استاد من امین الدین/دادی الحق جواب های چنین
من ندیدم دگر چنان استاد/کآفرین بر روان پاکش باد
ظاهرا مراد از امین الدین، مولانا امین الدین باله است که از مشایخ تبریز بوده و چنان علاقه ای به فتوحات مکیه و فصوص الحکم ابن عربی داشته و آنچنان بر دقائق آن ها آگاهی داشته که شیخ ما پرسش های خود در مورد آثار ابن عربی را با او مطرح می کرده است.
استاد دیگر شبستری بهاء الدین یعقوب تبریزی است که گویا با یکدیگر به حج هم مشرف شده بودند. مزار بهاءالدین یعقوب در کنار مزار شبستری است و هر دو در شبستر اوقات را به تدبرو تامل می گذرانده اند.
مجموعه فضایل شیخ محمود شبستری برای او شهرت فراوانی همراه آورد و باعث شد مردم روزگارش نسبت به او ارادت زیادی پیدا کنند. برخی در درس های او شرکت می کرده و از سخنان او بهره مند می شدند و شیخ نیز از این مجالس درس به نیکی یاد کرده است. اما در مجموع باید گفت که شبستری از شهرت دوری می جست و مرد دین و عمل را کسی می دانست که چراغ دل را روشن کند نه اینکه به دنبال منافع دنیوی باشد. بر اساس همین اعتقاد و رویه زندگی است که از صوفیان زمانه انتقاد می کرد و می گفت آن ها به نام تصوف سعی در بر آوردن سود و فایده دنیایی خود دارند ؛ ریا کاری می کنند و لاف می زنند و گزافه می گویند. بر خلاف این نااهلان وادی تصوف، انسان واقعی آشنا با حق و حقیقت است و بر شهوات خود لجام می زند. مردم فریبی نمی کند و دچار انحطاط اخلاقی نمی شود. از اشارات و اشعار بی پرده شیخ شبستری در رسوا کردن اهل تزویر در می یابیم که قضات و فقها در عصر او به نا بکاری و فساد کشیده شده بودند و آلودگی های اخلاقی و رذیلت های نفسانی جا را بر فضایل تنگ کرده بوده است. همین انس به حقایق و اهمیت دادن به باطن اشخاص و امور است که در این عقیده او متجلی می شود:
"عبادت از عابدی که تعیین پیش او عدمی است به هر طریق که واقع شود مخصوص گردد به ذاتی که تعین او عین هستی بود و جمله عابد حق باشند."(حق الیقین، باب اول)
و نیز هم اوست که در گلشن راز می سراید:
حنیفی شو ز قید هر مذهب/در آور دیر دین مانند راهب
ترا تا در نظر آثار غیراست/اگر در مسجدی آن عین دیر است
چو بر خیزد ز پیشت کسوت غیر/شود بهر تو مسجد صورت دیر
من تو چون نماند در میانه/چه کعبه چه کنشت چه دیر خانه
شیخ محمود شبستری عمری کوتاه داشت. در تاریخ وفات او اختلاف های فراوانی است اما می توان گفت که نهایتا عمر او به چهل سال نرسیده است. طبق اکثر روایات، او در سی و دو یا سی و سه سالگی وفات می کند و به این ترتیب نیمه اول قرن هشتم هجری را می توان زمان در گذشت او لحاظ کرد. همچنانکه اشاره شد مزار او در محل ولادتش، شبستر واقع و زیارتگاه مشتاقان و اهل معرفت است.
*کوتاه شده ی متنی که برای جشن رونمایی کتاب نوشته بودم
سه حکیم مسلمان، سید حسین نصر، ترجمه احمد آرام، 239صفحه، چاپ اول متن انگلیسی:1963، چاپ سوم متن فارسی: 1354، شرکت سهامی کتاب های جیبی، قیمت:95 ریال(!)
از سید حسین نصر پیش از این جوان مسلمان و دنیای متجدد را خوانده بودم به علاوه ی چند مقاله. در
مجموع از او خوشم می آید چون آدم باسوادی است و در محیطی که به زعمش نامناسب است با جهد و کوشش بسیار به دفاع از اسلام و تمدن اسلامی می پردازد. رویکرد اسلامیش چنان خالص است که می تواند بی پروا از اعتقادش دفاع کند و همیشه دغدغه آیین مسلمانی را داشته باشد چنانکه حتی وقتی حکومت ایدئولوژیک اسلامی ایران زندگیش را در تهران غارت کرد باز هم اشتیاق بی پایانش را به مسلکش حفظ کرد. کتاب هایی هم که اینک از او در تهران ترجمه و چاپ می شوند همگی رویکرد اسلامی دارند و در دفاع از امر قدسی نگاشته شده اند. عناوینشان را دقت کنید: اسلام و تنگناهای انسان متجدد، جوان مسلمان و دنیای متجدد، معرفت و معنویت، سه حکیم مسلمان، قلب اسلام، تاریخ فلسفه ی اسلامی و ... .خب، این ها نشان می دهد این آدم در اعتقادش راسخ است افزون بر اینکه باسواد است.
کتاب در مورد سه حکیم مسلمان(در اصطلاح نصر حکیم با فیلسوف فرق دارد) بحث می کند: ابن سینا، سهروردی و ابن عربی. گرایش نصر به سمت اشراق و فاصله گرفتن از خرد ناب و نهایتا حکمت
متعالیه(که آن را در اثر دیگرش: صدرالدین شیرازی و حکمت متعالیه ی او توضیح داده) در کتاب آشکار است. در هر فصل ابتدا مقدمه ای می آید و بعد زندگینامه ی حکیم و آراء برجسته و تعیین کننده اش و در آخر هم تاثیر حکیم در شرق و غرب عالم به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد. در چاپی که من دارم 68 صفحه از کتاب به حواشی و ارجاعات اختصاص یافته که خیلی زیاد است و روند خواندن کتاب را مختل می کند. در مجموع برای آشنایی مفید و مختصر با سه متفکر مهم اسلامی به زبان ساده، سه حکیم مسلمان کتاب خوبی است.
* چاپ فارسی کتاب(مثل بعضی کتاب های دیگر از این نوع) مالِ «شرکت سهامی کتاب های جیبی با همکاری موسسه ی انتشارات فرانکلین» است. بنابراین آقای عباس سلیمی نمین در جدال با عبدالرحیم جعفری بیخود افاضات می فرمایند که این فرانکلینِ آمریکاییِ وابسته به استکبار ِ ... کتاب هایی چاپ می کرد که آمریکایی ها برای گسترش تهاجم فرهنگی در ایران دستور می دادند!
